خانه / سوالات متداول
سوالات متداول

سوالات متداول

سوالات متداول

میخواستم در مورد علوم غریبه یه سری اطلاعات کلی بدونم و ببینم خوبه یا بد؟ میشه بهش اعتماد کرد یا نه؟حقیقت داره؟ تاثیراتش واقعا هست؟ میشه ازش استفاده کرد؟

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
علوم غريبه، علومي مانند علم حروف و اعداد، علم اوفاق، جفر، (جفر صغير و جفر كبير) خافيه، كيميا، ليميا، هيميا، سيميا، ريميا و علوم ديگر است.
در يك تقسيم بندي علوم را به دو بخش تقسيم نموده اند :
علوم خفي (علوم غريبه) و علوم جلي (علوم نظري و تجربي) خفي به معني پنهان و جلي به معني آشكار است. بنابراين علوم غريبه جزء علومي است كه اربابان اين فن و يا علم، آن را همواره از ديد نامحرمان و ناشناسان پنهان داشته، در تعليم و تعلم شرايطي را مورد نظر قرار داده اند.
اين علوم نيز خود داراي شاخه هاي گوناگوني است. در اين بحث معروف ترين آن ها را كه در ميان متخصصان شهرت دارد، نام مى‏بريم:
1. علم سيميا، كه موضوع بحثش هماهنگ ساختن و خلط كردن قواى ارادى با قواى مخصوص مادى است، براى دست يابى و تحصيل قدرت در تصرفات عجيب و غريب در امور طبيعى كه يكى از اقسام آن تصرف در خيال مردم است، كه آن را سحر ديدگان مي نامند. اين فن از تمامى فنون سحر مسلم‏تر و صادق‏تر است.
2. علم ليميا ، كه از كيفيت تاثيرهاى ارادى، در صورت اتصالش با ارواح قوى و عالى بحث مى‏كند، كه مثلا اگر اراده من متصل و مربوط شد با ارواحى كه موكل ستارگان است، چه حوادثى مى‏توانم پديد آورم؟ اگر اراده من متصل شد با ارواحى كه موكل بر حوادثند، و بتوانم آن ارواح را مسخر خود كنم و يا اگر اراده‏ام متصل شد با اجنه، و توانستم آنان را مسخر خود كنم، و از آن ها كمك بگيرم، چه كارهايى مي توانم انجام دهم؟ اين علم را علم تسخيرات نيز مى‏گويند.
3. علم هيميا، كه در تركيب قواى عالم بالا، با عناصر عالم پائين، بحث مى‏كند، تا از اين راه به تاثيرهاى عجيبى دست يابد، و آن را علم طلسمات نيز مي گويند، چون كواكب و اوضاع آسمانى با حوادث مادى زمين ارتباط دارند، همان طورى كه عناصر و مركبات و كيفيات طبيعى آن ها اين طورند، پس اگر اشكال و يا نقشه آسمانى كه مناسب با حادثه‏اى است، با صورت و شكل مادى آن حادثه تركيب شود، آن حادثه پديد مى‏آيد، مثلا اگر بتوانيم در اين علم به شكل آسمانى كه مناسب با مردن فلان شخص، يا زنده ماندنش و يا باقى ماندن فلان چيز مناسب است، با شكل و صورت خود اين نامبرده‏ها تركيب شود، منظور ما حاصل مي شود ،يعنى اولى مي ميرد، دومى زنده مي ماند، سومى بقا مى‏يابد، و اين معناى طلسم است.
5. علم ريميا و آن علمى است كه از به كارگيري قواى مادى بحث مى‏كند تا به آثار عجيب آن ها دست يابد، به طورى كه در حس بيننده آثارى خارق العاده در آيد و اين را شعبده هم مي گويند.
اين چهار فن با فن پنجمى كه نظير آن ها است، و از كيفيت تبديل صورت يك عنصر، به صورت عنصرى ديگر بحث مى‏كند، يعنى علم كيميا همه را علوم خفيه پنجگانه مى‏نامند كه مرحوم شيخ بهايى در باره آن ها فرموده:
بهترين كتابى كه در اين فنون نوشته شده، كتابى است كه نامش كلّه سر: همه‏اش راز است، كه حروف آن از حروف اول اين چند اسم تركيب شده، يعنى كاف كيميا و لام ليميا، و ها هيميا، و سين سيميا و راء ريميا.(1)
در اين باب كتاب‏هاي گوناگون نوشته شده است كه نياز به سال ها تعليم و تعلّم و استاد دارد.
به طور طبيعي هر علمي هم جنبه مثبت مي تواند داشته باشد و هم جنبه منفي. از علوم غريبه هم مي توان در مسير ناصواب استفاده كرد و دست به اغفال مردم و جمع مال زد و هم مي توان براي امور صواب مثل رفع مشكل مردم استفاده نمود. به همين دليل است كه تعليم و تعلم اين علوم غير از علم سحر، از نظر مراجع در صورتي كه مفسده برآن مترتب نشود، اشكالي ندارد. (2) به عبارت ديگر يادگيري اين علوم براي استفاده هاي مشروع، مثل ارشاد و تبليغ افراد و تشخيص حق از باطل بلااشكال است و در غير اين صورت حرام است.
با توجه به آنچه در بالا گفتيم اين علوم قطعا تاثيرگذار هم بوده و تا اندازه اي مي توان به آن اعتماد كرد؛ در عين حال نكته اساسي اين است كه اين علوم به جهت شكل پيچيده و رمزي خود همواره محملي براي اشخاص ناسالم و شياد بوده است كه با اين تعابير سعي در اغواي توده مردم دارند.
لذا اگر چه فايده و تاثير آن را انكار نمي كنيم. اما در عين حال آگاهي داشتن و تسلط و استفاده از اين علم كار هر كسي نيست و از عهده بسياري از افرادي كه ادعا مي كنند خارج است. علاوه بر اينكه بعضي از افراد هم كه كمي آگاهي از آن دارند، آن را در جهت سوء استفاده و كسب در آمد استفاده مي كنند. در نهايت به طور عادي نمي توان به چنين اشخاصي اعتماد كرده و حرفشان را باور نمود.
اما در مورد يادگيري آن توسط خودتان هم بايد گفت اگر چه ملاك حرمت و عدم حرمت يادگيري ان را در بالا ذكر كرديم، اما بزرگان ما افراد عادي را از يادگيري اين علوم منع كرده اند. چرا كه مفسده هاي فراواني بر آن مترتب است.

پاسخگو 

………………………………………………………………

«علوم غريبه» چيست و منشأ آن از كجاست؟ آيا امام هاي ما(ع) هم از اين علوم استفاده مي كردند و استفاده آن در كجاست؟ و كدام بزرگان از آن استفاده مي كردند؟ و اگر خوب است بهترين كتابها در زمينه علوم غريبه كدام است و مطالعه آن مفيد است؟ مگر شيخ بهايي با علوم غريبه سر و كار داشته است؟ آيا استفاده آن در جامعه امروزي مناسب است؟

علوم غريبه، علومى مانند علم حروف و اعداد، علم اوفاق، جفر، (جفر صغير و جفر كبير) خافيه، كيميا، ليميا،هيميا، سيميا، ريميا و علوم ديگر است كه شيخ بهايى اين علوم را در كتاب «كلّه سرّ» جمع كرده است كه هر حرفى اشاره به علمى دارد. توضيح اين علوم در جلد اول «الميزان» ، ص 246 نيز بيان شده است.سفارش بزرگان اهل كمال و معنا اين است كه طالبان كمال و قرب خداوند عمر ارزشمند و سرمايه نفس جواني را صرف اموري ماندگار و اساسي كه آنها را به عالم معنا و به هدف آفرينش و خلقت نزديكتر سازد, بنمايند و از فرصت محدود عمر و جواني, بهترين و بيشترين استفاده را بنمايند. به همين خاطر بزرگان اهل كمال و متخصصين علوم الهي و سير الي الله مانند مرحوم قاضي (اعلي الله مقامه الشريف) فرزندان خود را از آموختن علوم غريبه و صرف عمر در راه تحصيل آنها منع مي كردند در عوض آنها را به ياد و ذكر و مراقبه پروردگار و تلاش در راه بندگي و معرفت او ترغيب و تشويق مي كرده اند.اين گونه علوم با وجود داشتن آثاري مطلوب, داراي آفات و آثار نامطلوب فراواني نيز مي باشند و هر چند مدعيان فراگيري و برخورداري از اين علوم زياد و فراوان مي باشند ولي در عين حال اساتيد اين فن كه هم در كار خود خبره و متخصص باشند و هم قابل اعتماد و وثوق باشند و اهل شيادي كلاه برداري و شهرت و مريد پروري و اسم و رسم به هم زدن نباشند, بسيار كم است. ورود در اين راه علاوه بر خطراتي كه دارد و امور ناشناخته اي كه انسان با آنها مواجه مي شود كه ممكن است ايمان و اعتقاد و سلامت فكر و انديشه او را با خطر مواجه سازد, از نظر ثمرات و بازدهي امر مشخص و شناخته شده اي نمي باشد. عده زيادي كه وارد اين وادي شده اند به انحرافات دچار شده اند. با انجام اموري مانند تسخير جن دچار محرمات شده اند و از اسرار مردم سر درآورده و آبروي مردم را بر باد داده اند يا با احضار ارواح و ارتباط با مردگان و نقل اخبار و اسرار مردم وارد ورطه غيبت و تهمت و اين گونه محرمات شده اند. بنابراين توصيه ما اين است كه وقت و عمر و جواني خود را صرف امور ضروري تر و مهم تر بنماييد.و با مطالعه كتب اسلامي مانند كتاب هاي استاد شهيد مطهري و استاد مصباح يزدي و نيز كتبي كه پيرامون معارف دين است و موجب كسترش اطلاعات ديني و معرفتي شما مي شود و بصيرت و روشني بيشتري در مورد دين و اعتقادات خود پيدا مي كنيد, اعتقادات و بنيان ديني خود را تعميق بخشيد. در عين حال پيرامون علوم غريبه مي توانيد به كتاب زير مراجعه نماييد: 1-گنجينه دانش, خزائن الاسرار, ايوب صادقي نزاد, نشر ميراث ماندگار.2- «مفاتيح المفاليق و زبدة الالواح» محمود دهدار عيانى3- «شرح كنوزالاسما» عيانى كه استاد علامه حسن‏زاده آملى در كلمه 343 از كتاب هزار و يك كلمه به طور مبسوط آن اشعار را توضيح داده است.

پرسمان 

……………………………………………………………

بعضی می گویند که هر انساني براي خود يک فرشته دارد که اسم مخصوص به خود را دارد و همه هر کاري که داشته باشند و اسم فرشته خود را بدانند و او را با اسم صدا کنند آن کار انجام مي شود. مي خواستم بدانم که آيا چنين چيزي وجود دارد يا نه؟ و آيا شما در اين علم تبحر داريد يا نه؟

اينکه با هر انساني فرشتگاني هستند سخن درستي است فرشتگاني هستند که اعمال انسان را ثبت مي کنند؛ و فرشتگاني هستند که انسان را محافظت مي کنند ؛ فرشتگاني هم هستند که رزق مادي و معنوي انسان را به او مي رسانند و …
علم تسخير ملک نيز گويا در بين علوم غريبه وجود دارد. اما بايد توجه داشت که مدعيان دروغين اين گونه علوم بسیار زيادتر از مدعیان واقعی آنند ؛ و در هر لباسي هم پیدا می شوند ؛ بنابراین ،این ادّعاها را نباید به راحتی قبول کرد . شرعاً نيز داخل شدن در اين گونه علوم براي هر کسي جايز نيست ؛ و تجربه نشان داده که اولا اکثر افرادي که وارد اين گونه علوم مي شوند ابزار دست شيطان مي شوند و ثانيا دچاراختلالات روحي و رواني مي گردند رجوع به اينگونه افراد نيز کار صحيحي نيست و مي تواند پيامدهاي ناگوار ، رواني ، ديني و اخلاقي و اجتماعي داشته باشد مگر اينکه مدعي اين علم از علماي بزرگ اسلام يا تأييد شده از جانب علماي بزرگ باشد.
برخي از اين علوم غريبه از القائات شياطين است و بعيد نيست که افراد ابزار دست شيطان باشند و از اين طريق به نام فرشته يکي از شياطين جنّ را بر شخص مسلّط سازند. آنچه خدا در قرآن براي انسان فرستاده است براي سعادت او کافي است و نيازي به اين گونه علوم ندارد و کساني هم که اين علوم را از راه حقّ بدست بياورند،‌ آن را علني مطرح نمي کنند و با آن دکّان کسب مال و شهرت باز نمي کنند. خداوند متعال در قرآن کريم مي فرمايد:
« وَ لَمَّا جاءَهُمْ رَسُولٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِما مَعَهُمْ نَبَذَ فَريقٌ مِنَ الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ كِتابَ اللَّهِ وَراءَ ظُهُورِهِمْ كَأَنَّهُمْ لا يَعْلَمُونَ
وَ اتَّبَعُوا ما تَتْلُوا الشَّياطينُ عَلى‏ مُلْكِ سُلَيْمانَ وَ ما كَفَرَ سُلَيْمانُ وَ لكِنَّ الشَّياطينَ كَفَرُوا يُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَ ما أُنْزِلَ عَلَى الْمَلَكَيْنِ بِبابِلَ هارُوتَ وَ مارُوتَ وَ ما يُعَلِّمانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى يَقُولا إِنَّما نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلا تَكْفُرْ فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُما ما يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ زَوْجِهِ وَ ما هُمْ بِضارِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ يَتَعَلَّمُونَ ما يَضُرُّهُمْ وَ لا يَنْفَعُهُمْ وَ لَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَراهُ ما لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ وَ لَبِئْسَ ما شَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ
وَ لَوْ أَنَّهُمْ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَمَثُوبَةٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ خَيْرٌ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ »( بقره / 101، 102 ، 103)
( و هنگامى كه فرستاده‏اى از سوى خدا به سراغشان آمد، و با نشانه‏هايى كه نزد آنها بود مطابقت داشت، جمعى از آنان كه به آنها كتاب(آسمانى) داده شده بود، كتاب خدا را پشت سر افكندند؛ گويى هيچ از آن خبر ندارند!!
و(يهود) از آنچه شياطين در عصر سليمان بر مردم مى‏خواندند پيروى كردند. سليمان هرگز(دست به سحر نيالود؛ و) كافر نشد؛ ولى شياطين كفر ورزيدند؛ و به مردم سحر آموختند. و(نيز يهود) از آنچه بر دو فرشته بابل«هاروت» و«ماروت»، نازل شد پيروى كردند. (آن دو، راه سحر كردن را، براى آشنايى با طرز ابطال آن، به مردم ياد مى‏دادند. و) به هيچ كس چيزى ياد نمى‏دادند، مگر اينكه از پيش به او مى‏گفتند: «ما وسيله آزمايشيم كافر نشو! (و از اين تعليمات، سوء استفاده نكن!)» ولى آنها از آن دو فرشته، مطالبى را مى‏آموختند كه بتوانند به وسيله آن، ميان مرد و همسرش جدايى بيفكنند؛ ولى هيچ گاه نمى‏توانند بدون اجازه خداوند، به انسانى زيان برسانند. آنها قسمتهايى را فرامى‏گرفتند كه به آنان زيان مى‏رسانيد و نفعى نمى‏داد. و مسلما مى‏دانستند هر كسى خريدار اين گونه متاع باشد، در آخرت بهره‏اى نخواهد داشت. و چه زشت و ناپسند بود آنچه خود را به آن فروختند، اگر مى‏دانستند!!
و اگر آنها ايمان مى‏آوردند و پرهيزكارى پيشه مى‏كردند، پاداشى كه نزد خداست، براى آنان بهتر بود، اگر آگاهى داشتند!!)

معارف